سه تا باجناق بودند
-
تاریخ: 1399/11/10 ساعت: 6:25
یکی بود کی نبودسه تا باجناق بودنداولی رفت شهید شددومی هم شهید شدسومی ولی سالهای سال مفقود بود( سومی را داشته باشید تا بعد...)این عکس دومی هست و اون بچه قنداقی هم که تو بغلش هست یکی از دانشجویان محترم شاهد دانشگاه فردوسی است نویسنده » کربلایی ام البنین » ساعت 7:15 عصر روز یکشنبه 98 خرداد 26
به عباس عليه السلام بگو:
-
تاریخ: 1399/11/10 ساعت: 6:25
حضرت آیةالله مرعشی نجفی قدس سره فرمود: یکی از علمای نجف اشرف که مدّتی به قم آمده بود، برای من نقل کرد: برای رفع مشکلی که داشتم، به مسجد مقدّس جمکران رفتم. درد دلم را در عالم معنا به حضرت ولی عصر - عج
يک سلام و عليک قشنگ
-
تاریخ: 1399/11/10 ساعت: 6:25
مرد روستایی بهشری راهی مشهد بود.آیت الله کوهستانی گفت: سلام مرا به امام رضا علیه السلام برسان و جوابش را هم برایم بیاورمرد روستایی یهشهری 10 روزی مشهد بودو این سفارش یادش رفت. روز دهم ناگهان یادش آم
خاطره بازي با رهبر
-
تاریخ: 1397/11/3 ساعت: 8:14
سلام آقای خوبی هااز وقتی شنیده ام وبلاگ ها را می خوانید. هوس کردم با شما خاطره بازی کنم.راستش اولش اصلا فکر نمی کردم از شما این همه خاطره داشه باشم. آن هم خاطره های شخصیسال هزار و سیصد و شصت و چند بو
او مهربان است پس چرا ما نمي فهميم؟
-
تاریخ: 1397/9/25 ساعت: 16:18
جوانی آشفته و هیجان زده به دفترم آمد و از من خواست برایش کاری کنمقبول کردمایستاده بود و اصرار که همین الان بلند شو و برویم و ...گفتم: من قبول کردم که کارت را انجام بدهم.و تو اگر به من اعتماد داری بگذ
من ديابت دارم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
-
تاریخ: 1397/9/25 ساعت: 16:18
بعد از مدتها سر زده به من ....عروس شدهاز قدیمی های دانشگاه استتبریک و اظهار خوشحالی و....گفت: "ببخشید می خواستم شیرینی بیارم گفتم شما دیابت دارید نیاوردم"چشمهایم چهار تا شد من دیابت دارم ؟؟؟؟؟؟.کی گ
برادر ام صادق
-
تاریخ: 1397/9/25 ساعت: 16:18
سال 94 اربعین با خانواده رفته بودیم کربلاپدر هم با ویلچر با ما امد.هرچه گفتیم پیاده روی است شما سنت بالا وو... حریفش نشدیماز اتفاقات شروع سفر و کوت و شوملی و... که بگذریم(شاید در فرصتی گفتم)وارد شهر
حاضري جاتو عوض کني؟
-
تاریخ: 1397/4/28 ساعت: 14:24
تا حالا نشنیده بودم جانباز اعصاب و روان با درصد بالامادر و دختر گریه می کردند و حرف می زدندو من فکر می کردمکدام یک از منتقدین سهمیه ها حاضرند فقط یک ساعت جای این مادر و دختر باشند نویسنده » کربلایی ام البنین » ساعت 12:5 عصر روز شنبه 97 تیر 9
عباس
-
تاریخ: 1395/12/2 ساعت: 2:53
يك جايي همين نزديكي هايك سنگ قبر هستكه رويش نوشته شهيد عباس....و من مدتهاست دلم مي خواهد بروم و سر بگذارم و......و هي حرف بزنم و هي حرف بزنم و ...حرفهايي را كه به كسي نميشود گفتحرفهايي كه بايد به كسي گفت كه كاري از دستش بر بيايدو من مي دانم كه عباس كاري از دستش بر ميآيدچون شنيده ام كه شهدا دستشان با...
ياد ....
-
تاریخ: 1395/12/2 ساعت: 2:53
شهيد يوسف صفري رود بار:يوسف حريم بين محرم و نامحرم را خيلي رعايت ميکرد.از آدم هاي جلف اصلا خوشش نميآمد.جلف منظورم از نظر پوشش ظاهري تنها نيست هاجلف از نظر حرف زدن. نگاه کردن و....آدم کاري و حلال خوري بود. خيلي تلاش ميکرد و حلال و حرام براش مهم بودسر سفره هر کسي نمي نشست(هر کي لقمه اش معلوم نبود)
تكرار هاي سرخ
-
تاریخ: 1395/12/2 ساعت: 2:53
حسين حسينحسيننميدانم چه رازيست در تکرار اين نامانگار با نفسهاي آدم زبانه مي کشد شور و شوق در رگهاي بيتابوقتي که تکرار مي کني حسين حسين حسيندردي شيرين از تمام مويرگ هاي وجودت دلدادگي را منتشر مي کندو تا به خود بياييمي بيني نفس که مي کشيدر هر رفت و بر گشت بار ها تکرار کرده ريه هايتنام حسين راو تا به خ...
كدام سهميه ؟ كدام كشك؟
-
تاریخ: 1395/12/2 ساعت: 2:53
براي خودش مهندس بود. سال 64 زماني كه مردم با ديپلم كلي جا استخدام مي شدن و ديپلم براي خودش كلي سواد بود و كلاسآقا محمد حسين براي خودش مهندس بود. آن هم در يكي از بهترين دانشگاه هاي كشورجنگ بود اما و جنگ سنگر ديگري را در كنار سنگر درس ايجاد كرد. مهندس هم شغل خوبي داشت. هم درآمد خوبي داشت. هم خانه و م...
بوي سيب سرخ
-
تاریخ: 1395/12/2 ساعت: 2:53
اين كارواني كه اين روز ها از حج بر مي گرددچه قدر بوي سيب مي پراكند در عالماز بس شبيه كاروان كربلاستحج ناتمامدختران پدر از دست دادهزنان همسر از دست داده داغ روي داغيا حسين مي بيني هنوز محرمت نيامده بوي محرمت پخش شدهدر تمام پرده نوشت هاي حاجيان
خط قرمز
-
تاریخ: 1395/12/2 ساعت: 2:53
زندگي مثل يك ديكته بزرگ مي ماندهميشه بايد در زندگي آدم يك نفر باشد كهزير غلط ادم يك خط قرمز بزرگ بكشدو بعد مجبورت كند درستش را بنويسييا از روي درستي كه او برايت نوشته 100 بار بنويسييا يك خط كش داشته باشد كه اگر درست نشدي 10 ضربه به كف دست راست و 10 ضربه به كف دست چپت بزند تا ديگر از اين غلط ها نكن...
باباي زينب
-
تاریخ: 1395/12/2 ساعت: 2:53
باباي زينب اسمش محمد آقاستباباي زينب خيلي محجوب و مهربان استزينب او را خيلي دوست دارداو هم زينب را خيلي دوست داردآنها تازه به جمع خانواده گي ما پيوسته اند. يک وصلت جديد ....باباي زينب نه تنها براي زينب باباي خوبيستبراي مادر بزرگ زينب هم داماد خوبيستدر کارها کمکش مي کند برايش پسري ميکند....چند روز بو...
بغض يک مرد
-
تاریخ: 1395/12/2 ساعت: 2:53
به دليلي پرونده اش را ارجاع داده بودند به منروي صندلي که جا به جا شد گفت: گفتند امضاي نهايي بسته به تاييد شماست...گفتم : مشکل....شروع کردوسط حرفهاش بغض مي کرد.سعي مي کرد بغض را فرو بدهدانگار برايش خيلي سخت بود.ناگهان وسط حرفها از دهانش پريد: به خون پدرمو بغض.....پ.ن : در آيين نامه آمده : اگر دانشجو ...
هر خاكي خاك سرد نيست به خصوص اگر سرخ باشد
-
تاریخ: 1395/12/2 ساعت: 2:53
ديروز رفته بوديم بهشت رضاي مشهدپدر شهيد " قاسم زماني"روي مزار پسرش كاري كردكه با چشم دل مي شد ديد تمام ملائك آسمان ضجه مي زننداو گريه مي كردضجه مي زندو مدام اين جمله را تكرار مي كرد"بابا جان"با چنان سوزي كه نظيرش را در تمام عمر 43 ساله ام نديدمحتي همين چند وقت پيش كه پسر عموي 18 ساله ام مردچه كسي ...
سخاوت از نوع شهيدانه
-
تاریخ: 1395/12/2 ساعت: 2:53
شهيد مرتضي عطايي(ابوعلي) شهيد مدافع حرم:ثواب زيارت امام حسين عليه السلام و دو ركعت نماز زير قبه سيد الشهدا عليه السلامدر تاريخ 9 شوال 1423 مصاوف با شهريور 1390 را هديه نمودم به تمام كساني كهدر تشييع جنازه ام شركت كرده اندغسلم داده و كفنم كرده اند و به خاك سپرده اندو در مراسم تعزيه ام شركت مي كنندو ا...